" کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا " ، یعنی چه ؟؟!!
نه اینکه هر جا رسیدیم دعای عاشورا بخوانیم ،
یعنی " انتظار" ، یعنی " فلسفه ی انتظار" ، یعنی " منتظر بودن " ، " آماده بودن " ،
نه ، " واداده بودن " !!
و " منتظر " یعنی " معترض " ،
کسی که منتظر تغییر است به وضعی که در آن هست معترض است ،
معترض به چه ؟
معترض به آنچه که به نام اسلام ، تبلیغ و انجام میشود ... !!!
و اینک حسین ،
وارث آدم و آموزگار بزرگ " شهادت " که به بنی آدم زیستن یاد داد ،
برخاسته است تا دراین روزگار به فرزندان آدم ،
" چگونه باید مُرد " را بیاموزد !!
تا به همه ی آنها که جهاد را ، تنها در " توانستن " می فهمند ،
و به همه ی آنها که پیروزی بر خصم را ، تنها در "غلبه" ،
بیاموزد که :
" شهادت " نه یک " باختن " که یک " انتخاب " است ،
انتخابی که در آن مجاهد با قربانی کردن خویش ،
در آستانه ی معبد آزادی ، و محراب عشق ،
پیروز می شود !!
آری حسین آموخت که " مرگ سیاه " ،
سرنوشت شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن می دهند تا " زنده بمانند " ،
چه ،
کسانی که گستاخی آنرا ندارند که " شهادت " را انتخاب کنند ،
" مرگ " آنان را انتخاب خواهد کرد .
اما شهادت جنگ نیست ، رسالت است !!!
سلاح نیست ، پیام است !!!
خیانت را نابود نمی توان کرد اما شهادت تابش نوری است ، در ظلمت عام ،
که فضا را روشن می کند و خیانت را نشان می دهد ، همین !!!
و در آدمی ، که خلقت آن ساخته ای از " شیطان-الله " است ،
انسانی که ترکیبی از " لجن و روح خدا " ست ،
ترکیبی از پست ترین پست و عالی ترین علو ،
در چنین ترکیبی ،
که مذهب و عبادات ، کوششهایی اند که یک انسان انجام می دهد تا ،
بودن پست خویش را به نفع بودن بالایش ،
و نیمه ی لجنی و شیطانی خویش را به سود نیمه ی خدایی و روحانی اش ،
تضعیف کند ،
شهادت عبارت است از :
عملی که یک مرد در آن ،
ناگهان به شکل انقلابی ،
" بودن پست خویش " را در آتش یک " عشق " و یک " ایمان " می افکند
و یکپارچه خدایی و یکپارچه نور و اهورایی می شود
و اینست که شهید غسل ندارد ، کفن ندارد ، حساب و کتاب و قیامت ندارد !!!
و حسین شهید بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود ،
اما افسوس که بجای " افکارش " ، " زخمهای تنش " را نشانمان دادند
و بزرگترین دردش را " بی آبی " معرفی کردند !!
و در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند ،
و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد !!!
و جالب آنکه نخستین کسی که بر سرگذشت حسین بزرگ گریست ، عمر سعد بود ،
و نخستین کسی که بر اینگونه گریستن بر حسین ملامت کرد ، شخص زینب بزرگ ،
و بد نیست بدانید که نخستین مجلس عزاداری در دربار یزید بود !!!!!
و در آخر اینکه آنها که رفتند کاری حسینی کردند ،
و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند و گرنه یزیدی اند !!
آری فتوای حسین اینست :
در " نتوانستن " نیز " بایستن " هست.
برای او زندگی ،
عقیده و جهاد است.
.
.
.
.
.
پ. ن . یکم: اتماس دعا ،
از جنس اون دعاهایی که باز به قول استاد :
گفتگوی عاشقانه ی انسان است با خدا ،
ونیز ، خواستن آنچه انسان ِ نیایشگر ، بدان نیاز دارد !!
یعنی دعا زاده ی فقر است و عشق !!!
پ . ن . دوم : متون برگرفته از کتاب " حسین وارث آدم " اثراستاد بزرگوار دکتر علی شریعتی می باشد.
پ . ن . سوم : عکسها از سایت http://www.zakerin.ir انتخاب شده است.

