تبليغاتX
« دختر آفتاب و پسر آسمان »

 

تلخم

تلخ و سرد

سرد و لمس

لمس و دور

 

دورم

دور و درد

درد و تاب

تاب و زخم

 

زخمم

زخم و رنج

رنج و آه

آه و بغض

 

بغضم

بغض و سوز

سوز و ساز

ساز و راز

 

رازم

راز و ناز

ناز و مرگ

مرگ و مرگ

 

پ.ن : این مکانم آرزوست !!!

نوشته شده توسط مهریار  در ساعت 19:28 | لینک  | 

 

 

 

"  کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا  "  ،  یعنی چه ؟؟!!

نه اینکه هر جا رسیدیم دعای عاشورا بخوانیم ،

یعنی " انتظار" ، یعنی " فلسفه ی انتظار" ، یعنی " منتظر بودن " ، " آماده  بودن "  ،

 نه ، " واداده بودن " !!

و " منتظر "  یعنی  " معترض " ،

کسی که منتظر تغییر است به وضعی که در آن هست معترض است ،

معترض به چه ؟

معترض به آنچه که به نام اسلام ، تبلیغ و انجام میشود ... !!!

و اینک حسین ،

وارث آدم و آموزگار بزرگ " شهادت " که به بنی آدم زیستن یاد داد ،

برخاسته است تا دراین روزگار به فرزندان آدم ،

" چگونه باید مُرد " را بیاموزد !!

تا به همه ی آنها که جهاد را ،  تنها در " توانستن " می فهمند ،

 و به همه ی آنها که پیروزی بر خصم را ،  تنها در "غلبه" ،

 بیاموزد که :

" شهادت "  نه یک " باختن "  که یک " انتخاب " است ،

انتخابی که در آن مجاهد با قربانی کردن خویش ،

در آستانه ی معبد آزادی ،  و محراب عشق ،

پیروز می شود !!

آری حسین آموخت که " مرگ سیاه " ،

سرنوشت شوم مردم زبونی است که به هر ننگی تن می دهند  تا  " زنده بمانند " ،

چه ،

کسانی که گستاخی آنرا ندارند که " شهادت " را انتخاب کنند ،

" مرگ "  آنان را انتخاب خواهد کرد .

اما شهادت جنگ نیست ،  رسالت است !!!

سلاح نیست ،  پیام است !!!

خیانت را  نابود  نمی توان  کرد اما  شهادت  تابش نوری است ،  در ظلمت عام ،

 که فضا را روشن می کند و خیانت را نشان می دهد ، همین !!!

و در آدمی  ،  که خلقت آن ساخته ای از " شیطان-الله "  است ،

انسانی که ترکیبی از " لجن و روح خدا " ست ،

ترکیبی از پست ترین  پست  و عالی ترین علو ،

در چنین ترکیبی ،

که مذهب و عبادات ، کوششهایی اند که یک انسان انجام می دهد تا ،

بودن پست خویش را به نفع بودن بالایش ،

و نیمه ی لجنی و شیطانی خویش را به سود نیمه ی  خدایی و  روحانی اش ،

تضعیف کند ،

شهادت عبارت است از :

عملی که یک  مرد  در آن ،

ناگهان به شکل انقلابی ،

" بودن پست خویش " را در آتش یک " عشق "  و یک " ایمان " می افکند

و یکپارچه خدایی و یکپارچه نور و اهورایی می شود

و اینست که شهید غسل ندارد ، کفن ندارد ، حساب و کتاب و قیامت ندارد !!!

 

و حسین شهید  بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود ،

اما افسوس که بجای " افکارش "  ،  " زخمهای تنش " را نشانمان دادند

و بزرگترین دردش را " بی آبی "  معرفی کردند !!

و در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند ،

و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد !!!

 

و جالب آنکه نخستین کسی که بر سرگذشت  حسین بزرگ گریست ، عمر سعد بود ،

و نخستین کسی که بر اینگونه گریستن بر حسین ملامت کرد ، شخص زینب بزرگ ،

و بد نیست بدانید که نخستین مجلس عزاداری در دربار یزید بود !!!!!

 

و در آخر اینکه آنها که رفتند کاری حسینی کردند ،

و آنها که ماندند باید  کاری  زینبی  کنند و گرنه یزیدی اند !!

آری فتوای حسین اینست :

در " نتوانستن "   نیز  " بایستن "  هست.

برای او زندگی ،

                    عقیده و جهاد است.

.

.

.

.

.

پ. ن . یکم: اتماس دعا ،

از جنس اون  دعاهایی که  باز  به  قول استاد :

گفتگوی عاشقانه ی انسان است با خدا ،

ونیز ،  خواستن آنچه انسان ِ نیایشگر ،  بدان نیاز دارد !!

یعنی دعا زاده ی فقر است  و عشق !!!

 

پ . ن . دوم : متون برگرفته از کتاب " حسین وارث آدم " اثراستاد بزرگوار دکتر علی شریعتی می باشد.

 

پ . ن . سوم : عکسها از سایت  http://www.zakerin.ir  انتخاب شده است.

 

 

 

نوشته شده توسط مهریار و بهاکتا در ساعت 12:31 | لینک  | 

یاد باد آن روزگاران یاد باد

!!!

 

پ.ن: یکی از دوست داشتنی ترین بازیهای دوران کودکیمان بود با پدرجانمان ... چنانچه منعمان نکنند هنوز هم ...

 

نوشته شده توسط مهریار  در ساعت 15:28 | لینک  | 

 

وهمیشگیست اینکه با یلدا تمام می شوم

هم من

هم پاییز

اما نمی دانم چرا

هیچگاه

هیچکس نیست

که من و جوجککانم را بشمرد !!

 

وچه انتظار مزخرفیست

احساس ِ تمام شدن

 

گویا همیشه انتظارهای مضطرب می باید برای ِ من طولانی شوند

وبازهم سخت ترین کار دنیا

 

خداحافظی

 

 

نوشته شده توسط مهریار  در ساعت 10:7 | لینک  |