تبليغاتX
« دختر آفتاب و پسر آسمان »

                

 

 

گاهی از هجوم افسار گسیخته زمان در پی یافتن فرصتی برای بهتر شدنیم ،

برای فاصله گرفتن از هرچه هست و نیست

برای گم شدن ،

                  تهی شدن ،

                               رها شدن ،

برای یافتن چه می گردیم !؟

چرا از خود رمنده در راه رضاییم !؟

به دنبال کدام پاسخ همه جا چادر زده ، مبهوت و پریشان پرسه می زنیم !؟

آیا واژه واژه دنیا هم به دنبال ماست ؟؟

آیا برای عبور از رویت "انا الحق" است که اینطورخروشانیم ؟

این سیه کاسگان و سیه کاران که اینچنین در تلاطمند ،

هیچ  به بیچاره سیه کامگان ، هیچ  به آخر قصه ،  اندیشیده اند ؟

اینچنین به دنبال ضابطه ها در فوران غروریم ، که ، چه ؟؟

که بگذاریم و بگذریم ؟؟

امان از این اجابت های فی الفور و دست دست کردنهای مکرر!!

امان از این مانکنهای زهد فروش حاجت شکن !!

کجایند آن خداشناسان پارسا ،

                آن به ره پیوستگان در راه مانده ؟؟    

 

از چه می گریزیم ؟

آیا برای گم شدن در هجوم خود باوریها ، اینچنین سکوت پیشه کرده ایم !؟

و آیا واقعا از ماست که بر ماست ؟؟

 

 

نوشته شده توسط مهریار  در ساعت 18:20 | لینک  |